یه اصطلاحی دارم به نام < تراوشات آنی> که مفهومش میشه به عبارت اون چیزی که در لحظه از ذهنم میگذره و یا به اصطلاح مخم تراوش میکنه!
با توجه به اینکه من یه ذره حاضر جوابم به همین خاطر گاهی از این تراوشات برام اتفاق میفته! ( البته گاهی! آخه من همش یه اپسیلون حاضرجوابم)
این جرقه تو ذهنم زده شد که به جای چرندیات و افاضات برم تو خط تراوشات! البته اگه چرت و پرتی هم به ذهنم برسه خواهم نوشت!
اجالتا تا اطلاع ثانوی سعی میکنم هر روز یه تراوش بنویسم و اون چیزی رو که در لحظه از ذهنم میگذره اینجا بذارم! ببینم چند روز میتونم ادامه بدم!
راستی من فراموش کردم بگم که حدود نود درصد از قولی رو که به خودم داده بودم رو عملی کردم ( یا شایدم نوشتم؟؟!! یادم نیست!!) تنها چیزی که بهش نرسیدم خوندن چنین گفت زرتشت نیچه بود
میخوام از فردا که عید ولایت و امامته یه برنامه جدید چهل روزه شروع کنم و ایننیچه رو هم تموم کنم.
حالا میرم سراغ تراوش شماره یک:
همیشه یادت باشه وقتی که هوا سرده و یکی دعوتت میکنه که بریم یه جایی بشینیم و صحبت کنیم الزاما منظورش این نیس که بریم توی پارک و روی نیمکت یخ بسته بشینیم که فوری مخالفت کنی!!!! نشستن و صحبت کردن میتونه توی یه کافی شاپ یا رستوران یا یه آبمیوه فروشی کوچیک هم اتفاق بیفته! پس اول فکر کن بعد موافقت یا مخالفت کن!!!!!
اگه میتونی به این شماره زنگ بزن . دوست دارم
شماره یادم رفت ۰۰۹۸۹۱۱۲۸۱۰۴۳۷
از اونجایی که توی ژستم هم نوشتم که آدم باید اول فکر کنه بعد موافقت یا مخالفت کنه؛ و از اونجایی که مایل به شناختن شما هستم اما شماره موبایلمو نمیتونم به این راحتی به یکی بدم ژس بهتره کمی بیشتر همدیگه رو بشناسیم اگه موافق باشی!!
راستش من از وبلاگت چیزی دستگیرم نشد .اجالتا میتونی با این آدرس با من تماس بگیری
taymaz_m80@yahoo.com