آنچه از زندگی می آموزم...

کوه با نخستین سنگها آغاز می‌شود/انسان با نخستین درد/در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد/من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

آنچه از زندگی می آموزم...

کوه با نخستین سنگها آغاز می‌شود/انسان با نخستین درد/در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد/من با نخستین نگاه تو آغاز شدم

تجربه ذکامی

وقتی صبح زود از خواب بیدار میشی و صدای خروس میدی و آب بینیت مثل در غلطان به سمت دهنت سرازیر میشه و شیشصد تا پشت سر هم عطسه میکنی باید بدونی که شب پیش دختر عموی خوشگل کوچولوت رو که سرما خورده بوس کردی و ذکام شدی

در نتیجه نمیتونی بری سر کار. ولی میتونی لحاف رو بکشی رو سرت و ۲ ساعت بغل رادیاتور بخوابی و حسابی عرق کنی.

بعد دو ساعت از خواب بیدار میشی و میبینی سالم سالمی و باید بری سر کار !!!!!

نتیجه اخلاقی : دانشمندا موظفند ثابت کنند که آدم مریض اگه حسسابی عرق کنه ویروس از بدنش دفع میشه

نظرات 4 + ارسال نظر
اولدوز یکشنبه 9 دی‌ماه سال 1386 ساعت 22:40

حالا سرما نخوردی یعنی؟ یا ویروسا ترسیدن و فوری در رفتن؟

خودم دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386 ساعت 00:00

فکر کردی اولدوز جون! من به این راحتی ها سرما بخور نیستم! نکنه دلت میخواد شرکت ورشکست بشه که میخوای من سرما بخورم؟؟ در ضمن من مثل شماها و این مهندس سوسولا نسیتم که به این راحتیا بیفتم بخوابم؟!!!:D:

دامون دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386 ساعت 16:13 http://d

بابا اینجا که چلم چور شده!!!
راستی تایماز از نازنین خبر نداری؟ چرا بلاگش رو بسته؟!!!
ضمنا بادمجون بمم آفت نداره دییییییییییی

پری دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386 ساعت 16:29 http://jesmekhak.blogfa.com

مستفیض شدیم!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد