امشب هوا بس ناجوانمردانه سرد بود.ولی اینقده بخار نداشت که بتونه ما رو از پیاده روی یومیه بدون امکانات گرمایشیمون منصرف کنه! یا اینکه بخار ما یه خورده از حد نرمالش زده بود بالا!!!!
به هر حال وقتی تشریفاتمون رو از شرکت به خیابون رهنمون شدیم خیال خامی به سرمون زد که بی خیالش بشیم. ولی امان از دست این شیطون رجیم که رفت تو جلد ما و گفت حالشو بگیر! ما هم نامردی ننموده و به شکلی کاملا اساس حال بتعث و بانی این ناجوانمردی وقیحانه رو گرفتیم. باشد که به راه راست رهنمون شوند ان شاء ا......
سلام دوست عزیز
وبلاگ جالبی داری.پیش منم بیای خیلی خوشحال میشم منتظر قدم هات هستم
آفرین بر همتتون!