*
در راستای سر زدن به وبلاگ یک ذهن چسبناک و این پستش و هم چنین در راستای این که کلا امروز احساس مورد بی مهری واقع شدن می کنم؛ به این نتیجه رسیدم که معادلات انسانی همچین خیلی هم معادله نیستن که هیچ اغلبم نا معادله ان ... مصداقش اینه که دیدین یه وقتایی چشمتون راه میفته دنبال اونی که n ساعت باهاش بودین و تازه خداحافظی کردین، همچین یه تیکه از وجودتونو انگاری میذارین که همراهش بره و ...؛ بعد طرف چی؟! احساس میکنین انگاری داره از دستتون خلاص میشه...
در همین راستاها و این که طبق قانون انتروپی، همه چی به طرف نظم پیش میره، قاعدتا هر نامعادله هم به سمت معادله شدن پیش میره دیگه...
۱) یه وقتایی هس که احساس آدم خط تو خط میشه و سنسور ها خوب کار نمیکنن! پس بعضی احساس ها رو کلا تیک ایت ایزی
۲) اگه مورد بی مهری قرار گرفتی حتما بی مهری کردی! قانون دوم نیوتن میگه من نمیگم! فقط تنها فرقش با قانون نیوتن میزان تاثیر گذاری عمل و عکی العمل هس! یعنی هر عملی عکس العملی دارم در خلاف جهت آن اما نه الزاما مساوی
دلیل نا مساوی بودنشم اینه که خوب دشتگاه و کامپیوتر نیس که !! کار دست و دل و زبونه ! ممکنه کم و زیاد کار کنه
۳)من ربط بین معادله و نا معادله و بی مهری و انتروپی رو کلا فهمیدم اما برای اینکه ببینم خودت میدونی که چی گفتی باید یه بار قشنگ بهم توضیح بدی
تا بوده همین بوده!
میدونی یه جورایی انگار نمیشه تو این معادلات به جواب رسید یا اگه یه جوابیم پیدا بشه اینقدر قطعیتشو میکوبه تو صورتت که آرزو میکنی کاش این قانون انتروپی اصلا وجود نداشت!!!!