*
چند وقتی بود که چشمهام رو بسته بودم روی تمام اجحافهای نهان و آشکاری که در حق زنان این سرزمین میشه ؛ که هر روز و هر روز نمود بیشتری پیدا میکنه؛ میخواستم خوشبین تر باشم؛ اما دو موردی که همزمان در روزنامه دولتی ایران یعنی اطلاعات امروز سه شنبه 23 مهر 1387 با شماره 24312 چاپ شده، باعث شد متنی رو که برای امروز میخواستم بذارم با این مطلب عوض کنم.
پیشتر جایی و همین جا شاید نوشته بودم اون سالی که نام مرکز مشارکت زنان رو به مرکز امور زنان و خانواده تغییر دادن، وقتی به نام صیانت از خانواده تمام ماموریت های خارج از شهر خانمها و اضافه کاری اونها بعد از ساعت شش بعد از ظهر رو ملغی اعلام کردند و موارد بسیار زیادی که اگر بخواهیم حتی سیاهه ای از اون تهیه کنیم طوماری میشه، به این فکر کردیم که تا کی میخوان ما رو به نام دفاع از کیان خانواده محبوس کنن؟ کی قراره فرد بودن ما، انسان بودن ما رو ورای جنسیتمون ببینن؟
جای بسی خوشوقتی هست که خیل عظیمی از زنان و مردان این سرزمین به درجه ای از شعور و فهم رسیدن که نوشتن و گفتن مقاله و فتوا و سخنرانی نخواد تاثیر عمیقی بذاره، ولی باید باور کرد که تمام اینها کار فرهنگی هست که آینده این مرز و بوم رو سیاه تر نشون میده ... اگر بحث، بحث صیانت از کانون خانواده است قطعا راهش این نیست؛ خانواده و روابطش در چارچوب قانون و نوشته جای نمیگیره؛ اگر میشد با استناد به اینها کانون خانواده رو گرمتر کرد، روز به روز شاهد اضمحلال بیشتر خانواده و طلاقهای عاطفی که هر روز بیش از روز پیش روی میده، نبودیم.
کوتاه سخن: تا کی به قراره با عناوین واهی و نگاه جنسیتی، انسانیت رو نقض کنیم؟؟؟!!!!
فقط یادش رفته بگه بهتر از وزارت و وکالت و خانه داری و ...، تمکین و عدم نشوز در برابر صاحبانشون که همانا شوهرانشون هستن، هست تا خدای نکرده شوهر (و نه همسر) به خاطر غفلت خانوم (و باز نه همسر) مجبور به تجدید فراش که همانا از حقوق مسلم مردانگی هست، نشه (که در هر حالتی اگرم بشه حرجی نیست، چرا که این حق مذکر بودنه).
وقتی حتی در کتابهای درسی ابتدایی بیان شده پدر کارهای خارج از خانه و مادر کارهای داخل خانه و گاها مشاغل بیرون از خانه را انجام می دهند، بر نویسنده زن این گفتار هم حرجی نیست اگر خستگی های روحی و جسمی ناشی از کار بیرون رو بانضمام وظایف خانه داری و امور منزل به عنوان مسائل مطروحه برای زنان بیاره. *
*
امشب به بر من است آن مایه ناز.........
رفیقی میگه:
تنهایی آدمی که با ناامیدی همراه بشود دیگر شیطان نگاهت هم نمیکند. شب بی خدا یعنی پوچی، شب بی شیطان یعنی ملال.
.
پ.ن. هیچ ربطی به من نداره. به بر من همون مایه ناز :دی
داشتم به این فکر میکردم کِیا آدم احساس کم آوردن میکنه؟
حالا فکر میکنم وقتی طرفت قسی القلب بشه... وقتی روح عریان تو رو ندید بگیره ... نمی دونم شایدم وقتی واقعیت فکرشو برات رو کنه!!!!
اصلا شاید طرفم کم آورده یا خسته است.
فقط خودش میدونه!!!!!!
بل
پ.ن.1. کلمه دوست به حالت اجتناب ناپذیری حالمو بهم میزنه... بخصوص وقتی قراره آینه کسی باشه یا کسی موقع شاکی شدن بهم بگه دوست خوبی نیستم یا اصلا بگه هستم.
*
پ.ن.2. به قضیه انرژی اعتقاد کامل پیدا کردم... تنها از یه موضوع نمیخوام صحبت بشه که با مدیر عاملمون هر وقت شروع میکنیم به صحبت از هر دری، نمیدونم چی میگیم و میشنویم که بحث رو میرسونیم اونجا و به افراد مرتبط این قضیه
*
*
از تکرار میترسم... همیشه ترسیدم؛ همیشه از تکرار حتی چیزهای خوب ترسیدم. بنابراین به جای صرف انرژیم برای پیشبرد بهتر هر چیزی فقط تلاش میکنم برای ایجاد عدم تکرارها ... که گاهی لازمه هر چیزی میشن.
این روزها احساس میکنم از سوراخهایی گزیده میشم که قبلا هم شدم ... مصداق همون ضرب المثله :دیییییییی
*
تمامی لذت ها انگار از دور لذتند
وقتی به آنها نمیرسی؛ و یا وقتی از آنها گذشته ای؛
حتی تمام نفرتها توخالی اند
و تو آن خط ساده ای که عشق و نفرت را مرزبندی کرده است، ندیده ای؟؟
آنقدر نازک است که با چشم غیر مسلح نا دیدنی
و آنقدر ناپایدار که در تلالوی نوری محو میشود؛
شاید برای همین خیلی وقتها که بیزار بوده ای، عشق ورزیده ای!
و چگونه باور نمی کنی
که رکیک ترین کلمه ها، صادقانه ترین آنها بوده است...
.
پ.ن.1. نو رفرنس.
پ.ن.2. به شدت دلمان هوس دیوانگی کرده؛ از همانها که خیلی وقت است نکرده ... وقتش را نداریم ... حوصله دلمان هم همچین بدجور سر رفته ... همچین یک چیزهایی بدجور سنگینی میکند درونمان ... دلمان یک دل سیر غر زدن میخواهد.
لاله ساغر گیر و نرگس مست و بر ما نام فسق داوری دارم بسی، یارب که را داور کنم
بعضی روزا مثل امروز روزای بی مزه این اصلا؛ حتی ترش، حتیتر تلخم نیستن؛ هر کاریم بکنی خوب نمی شن... از این روزایین که انگاری مهموناتو راه انداختی رفتن، بعد دلت خواسته وسط کلی آشغال پاشغال و ظرف کثیف و پوست تخمه و آجیل، چراغا رو خاموش کنی و دراز بکشی و فقط فکر کنی؛ بعدشم فکرت الکی بد کار کرده، بلن شدی یه فیلم راحت الحلقوم گذاشتی تا ببینیش؛ بعد دیدی اصلا دلت نمیخواد هیچی بفهمی از این فیلمه.
.
حالا بعد از این حس و حالم رفتم عکسای پارسالمو نیگا کردم بجای حالم بهتر شدن دلتنگ شدم؛ اصلا نمیدونم چرا گاهی میشه همه چی رو به همه چی دیگه ربط داد... خلاصه امروز از اون روزا بوداااااا
.
میدونم دارم وقتمو ویست میکنم ولی دلمم نمیخواد کاری بکنم ... موندم دست خودم؛ کسی هم نیست منو راحت کنه از دست خودم؛ به یک عدد کتک زن حرفه ای نیازمندیم.
.
اصلنم دلم می خواد همین جوری بمونم؛ فعلا همون دراز کشیدن و حافظ خوانی خوشست بعد سالها...
حلاوتی که ترا در زنخدان است بکنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق
....
آخرین باری که حافظ دست گرفتم و کسی برام فال حافظ باز کرده شب چله پارسال بود......
خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن
چقدر امشب که یاد پارسال میفتم دوست دارم یه جاهاییشو کلا شیفت دیلیت کنم، نمیدونم امشب چمه همش یاد پارسال میفتم!!!
..
(این از اون پستاییه که بعدش تایماز خان خواهد فرمود که خیلی دوزسوز بوده کلا؛ ولی عیب نداره؛ مغزم همین قدر کار میکنه.
صبح به این فرند نازنین میگم چی کار داری میکنی میگه دارم فیتیله میبینم؛ میگم چیزی هم یاد گرفتی میگه آره داره شعر میخونه بهمدیگه دروغ نگیم؛ تازه یانگومم دیدم... اه مای گاد؛ الهی آمین ... سلام مهندس :دیییییی)
*
حوصله کنید!
می خواهم فقط مضمون گریه های شما را ادامه دهم
با من می آیید؟
ما به خودمان مربوطیم
پشت سرمان حرف است
هوای بد است
حدیث است
ما از پی رد پای باد نرفته ایم ،نمی رویم .
ما دوست داریم
علاقه داریم .
می رویم کنج یک جای دور
رویاهامان را یواشکی برای هم
شبیه ترانه می خوانیم .
ما زیر باران نشسته ایم
طوری که شما فکر می کنید
ما داریم رو به دریا
گریه می کنیم ...
* * * * *
تو کار جدیدمون که این آخرا تا حد خیلی زیادی اذیت شدم یه تجربه بدست آوردم که از این کار برام کافیه ... حتی وقتی از چیزی مطمئن نیستی مطمئن حرف بزن ... طرف که فقط ظاهرتو میبینه و حتما نمیفهمه که مطمئن نیستی؛ و تا حد امکان و حتی بیشتر از حد امکان وقتی احساس ضعف میکنی پنهان کن والا مطمئن باش یه جایی پاشو میخوری؛ شک ندارم... من امتحان کردم؛ جواب میده؛ به جز موارد استثنا که طرفت زیای باهوش باشه که اونم کو تا پیش بیاد؛
.
(راستش در مورد این قضیه که وقتی احساس ضعف میکنی باید از عزیزانت پنهانش کنی خیلی مطمئن نیستم، دلم نمیخواد اینکارو بکنم حتی اگه فکر کنم بهتره ... اصلا به نظرم وحشتناکه؛ مگه با یه دراکولا طرف باشی که اون موقعها نخواد کنارت باشه که اون موقع فاتحه عزیز بودنتون ... واویلا... اون عزیزیت به چه دردتون میخوره اونموقع؟؟؟)
*
اهلی شده ام...
میدانم که خواهم پژمرد...
.
...................................................
.
مگه میشه؟
همین الان یه ایمیل برام اومد از نمیدونم کی ... یه چیزایی نوشته در مورد پدوفیل بودن یکی از وزرای کابینه، بعد هم یه عکس و سند... ظاهرا طرح قضیه از این جا شروع شده که آیت الله حسینیان ، نماینده مجلس و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در صحن علنی مجلس ضمن مخالفت با این وزیر اعلام کرده اگر مجلس علنی نبود جزئیات فساد اخلاقی این آقا را فاش می کرده؛
حالا من هی دارم از خودم میپرسم مگه میشه؟؟؟؟؟؟ این حاج آقا؟؟؟؟ کابینه؟؟؟؟ وزیر ؟؟؟؟
از اون ور چقدر احتمال داره ایمیل الکی باشه؟؟؟؟ ساختگی باشه؟؟؟
.
دلم میخواست متن نامه رو کامل میذاشتم این جا ولی با توجه به دو نفره بودن این وبلاگ نخواستم بره تو لیست فیلتراسیون. یه تیکه هاشو بدون ذکر نام میارم ...
.
در روز پانزدهم مرداد آیت الله حسینیان ، نماینده مجلس و رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در صحن علنی مجلس ضمن مخالفت با <این وزیر> اعلام کرد اگر مجلس علنی نبود جزئیات فساد اخلاقی <آقای وزیر> را فاش می کرد. همین اظهارات آنهم از فردی که سالهای سال است ریاست مرکز اسناد را برعهده دارد و هیچگاه بدون سند و مدرک ادعایی نکرده و سابقه دار ترین فرد در افشای سندهای مفسدین در ایران محسوب می شود، باعث ایجاد این سوال در اذهان شد که مگر آقای <وزیر> مرتکب چه اعمالی شده که آقای حسینیان ضمن تهدید به افشای آن از مطرح کردن آن خودداری می کند ؟؟؟ پس از این ماجرا دکتر علی مطهری ، فرزند شهید مطهری و نماینده مجلس در صحن علنی مجلس ضمن مخالفت شدید با <آقای وزیر> اعلام کرد : <آقای وزیر> دارای موارد متعدد فساد اخلاقی است. همزمان با این صحبتها سایت رسمی دکتر زاکانی ، نماینده مجلس شورای اسلامی ، متنی را به صورت غیر مستقیم و در قسمت نظرات منتشر می کند که در آن از تجاوز <آقای وزیر> به یک دختربچه صحبت شده است، که این سایت فیلتر شده است.
تا اینجای کار هیچ سندی در مورد این اتهامات دیده نشده بود تا اینکه همزمان با انتشار سند بازداشت و زندانی شدن <آقای وزیر> به جرم ازاله بکارت یک دختر بچه ، روزنامه ها و خبرگزاریهای مختلف از ماجرای دستگیری و چگونگی آزاد شدن <آقای وزیر> پرده برمی دارند.
از طرفی دیروز در مجلس شورای اسلامی ، در جلسه ای که بخاطر حساسیت بطور غیر علنی برگزار شد، اعتبارنامه ... ، بعد از چند ماه امضا شد. آقای ... به اتهام تجاوز به دو زن و ملاعبه با یک دختر که متولد سال شصت و پنج است، بازداشت شده بود و مدتی در زندان بسر می برد و درحال حاضر هم با قرار وثیقه آزاد است !!! جالب است بدانید هنوز هیچ یک از اتهامات وارده رفع اتهام نشده است !!! براساس اعلام سایت رسمی مجلس شورای اسلامی (سایت خانه ملت) و روزنامه اعتماد ملی ، آقای ... به نمایندگان قول داده است اگر اتهامات وارده ثابت شود ، ایشان لطف می کنند و از سمت خود استعفا می دهند. .
چقدر حقیقت داره این موضوعات تو مملکت اسلام و قرآن؟؟؟