من دیروز فول استرس بودم و امروز حالم خیلی خوبه! یکی از دلایلش اینه که پروژه ای که تو دستمه رو دارم تحویل میدم و تا جمعه پرونده شو جمع میکنم. تا دیروز فکر میکردم تکوم نمیشه اما امروز امیدوار شدم که میشه تمومش کرد.
اما یه اخساس خیلی بزرگتر و قوی تر باعث شد که من امروز حالم خوش باشه و اونم حضور دوستیه که من روز به روز بیشتر دارم به قدر و قیمتش پی میبرم. حرفاش، انتقاداش، محبتش، صمیمیتش و مهمتر از همه نگاهش منو آروم میکنه.
خیلی خوبه که دوستی داشته باشی که بی هیچ غرضی عیبها و ضعفهاتو بهت بگه و ازت بخواد که اونا رو بر طرف کنی. خیلی خوبه دوستی داشته باشی که همیشه باشه و به قول معروف برای چیزایی که دوس داری و دوس داره پایه باشه.
احساس قدرتمند و دلنشینیه دوست داشتن و دوست داشته شدن. امیدوارم قدر این خوبی و ارزش این نعمت بزرگ رو بدونم و بالعکس! امیدوارم تو هم ارزش و قیمت منو بدونی.
دوستت دارم نیگارم!
مدتی هس که به طرز عجیبی احساس میکنم که وقتم داره تلف میشه و من نمیتونم به هیچکدوم از دغدغه های ذهنیم برسم! زیاد میخورم و زیاد میخوابم و زیاد کار میکنم. فقط همین و حسابی چاق شدم و از خودم و شکمم بدم میاد! یه شعری داره مولوی که یکی از مصرعهاش اینجوریه: خور و خواب و خشم و شهوت ....... بقیه ش یادم نیس اما از وقتی که این حس روز مره گی بهم دست داده مدام این مصرع ناقص توی ذهنم وول میخوره!
یکی از دلایلی که به این نتیجه رسیدم تعداد کتابهای نیمه تموم و خریداری شده ای هس که دور و برم رو گرفته و من حوصله خوندنشونو ندارم. تعطیلات طولانی و مزخرفی هم که داشتم باعث شده این حس به طرز خفه کننده ای افزایش پیدا کنه. اینجاس که یه مسافرت لازمه یا یه تصمیم برای سخت گرفتن به خودم و تنبیه کردن خودم! وقتی اینجوری میشم با خودم فکر میکنم روزه گرفتن عجب کار خوبیه! کلا روزه گرفتن خوبه به شرطی که یک ماه پشت سر هم نباشه! روزه سکوت هم خوبه! یا مثلا محدود کردن بعضی تفریحات ناسالم مثل اینترنت و تلویزیون! این روزا و مخصوصا ایام عید به شکل واقعا مسخره ای میزان مصرف برنامه های تلویزیونیم بالا رفته بود و الان که فکر میکنم میبینم من چندتا کتاب میتونستم بخونم توی اون ساعتهایی که توی تعطیلات خواب بودم یا تلویزیون نگاه میکردم! شدیدا احساس املی میکنم مخصوصا وقتی میبینم که توی بحثهای مختلف حرف زیادی برای گفتن ندارم.
باید یه فکری برای این حالم بکنم. در این خصوص به پیشنهاد و نظر دوستان نیاز دارم و به بهترین نظر جایزه ویژه ای تعلق خواهد گرفت. ببینم چیکار میکنین!
من خیلی یادم نمیاد که از زمان بچه گیم آیا از عید خوشم میومد یا نه! و وقتی آدمی مثل من که حافظه تصویری داره چیزی از عید یادش نیاد یعنی خاطره درست و درمونی از لحظات تحویل سال و عید نداشته! کلا خانواده من زیاد به ایام اهمیت نمیدن! ما نه تولد درست و حسابی واسه خودمون میگیریم ؛ نه سفره ۷ سین درست و حسابی ردیف میکنیم؛ نه بابامون از لای قرآن بهمون عیدی میده و نه خیلی دیگه از این مراسم که تو تلویزیون نشون میدن رو برگزار میکنیم.
اما تا دلت بخواد خاطره دارم از دید و بازدیدها و مهمونی ها و مسافرتهای عید! برای من فقط مهمونی رفتن و مهمون اومدن و مسافرت رفتن مهمه! اینکه عید باشه یا عزا زیاد برام فرقی نمیکنه.
ولی کلا خوشحالم از شادی دور و بریهام و هوای زیبای بهاری و کار کردنهای شب عید و نظافت و نو نوار شدن. خوبه که هر ۳ ماه یه بار همچین رسم و رسومای زور زورکی باشه تا بهانه ای بشه برای دیدن کسانی که دوسشون داریم. الان سالهای ساله که من خودم رو برای دیدن کسانی که هیچ احساسی در موردشون ندارم به عذاب نمیندازم.
و و و..... کلی حرف میشه زد در این مورد. سالی که گذشت برای من پر از خاطره های شیرین و تلخ بود و سالی بود که من خیلی خیلی تجربه به دست آوردم؛شاید بیشتر از سن وسالم! سال خوبی بود و حداقل این خوبی رو داشت که یه ثبات برام به همراه داشت و بعد از سال گند و مزخرف ۸۵ چیزایی که به دست آوردم برام با ارزش بود. مخصوصا چند تا دوست خوب و با کیفیت که از همه چیز برام با ارزشتر هستن.
ایمان دارم به موفقیتهای آینده و بدون هیچ ترس و دلهره و نگرانی و با اطمینان تمام حرف از یه سال پربار تر و شیرین تر میزنم. امیدوارم شما هم سال خوبی داشته باشین.
چقدر این دنیا کوچیکه! چقدر بعضی ها آب زیر کاهن!
چقدر شناختن آدما مشکله! چقدر امشب هوا خوب بود!
جقدر من خواب بودم! چقدر من از همه چی عقبم! چقدر من کار نکرده دارم!
یه چیز جالب توی رفتار خیلی از آدما به چشم میخوره و اون اینه که وقتی دارن یه کاری رو برای بار اول میکنن و یا کاری که به نظرشون خیلی شق القمر میاد ( در صورتیکه ممکنه برای خیلی ها یه کار عادی باشه) هوا برشون میداره که توی کانون کانون توجه همه قرار دارن و بقیه اینقدر بیکارن که نشستن ببینن ای آقا چه شکری میخواد تناول کنه!! یا به چه وضع خیره کننده ای داره آپولو هوا میکنه یا کمر رستم یا ... رخش رستم رو میشکنه!!
به این میگن ضایع ترین حالت جو گیری! و به نظر من به خاطر همین مشتبه شدن هس که معمولا توی اولین رفتارها و اولین کارها گند بالا میاد. تا نظر امت شهیدپرور چه باشد!!!
توی تاکسی؛ قطار؛ هواپیما؛ توی پارک؛ وسط جلسه؛ اینور؛ اون ور و هر جا رو که نگاه میکنی مردمی رو میبینی که دارن از شاهکارها و هنرشون با دوستشون صحبت میکنن و اینکه چه ها کردند و چه ها که نکردند
انصافا من تا حالا کسی رو ندیدم که موقع صحبت با رفیقش بگه وای نمیدونی امروز سر کار چه گندی زدم!!
همه کار درستن! فقط نمیدونم توی این مملکتی که هر روز چندین حادثه مرگبار و غیر مرگبار و کوچیک و بزرگ اتفاق میفته؛ کیه که به کارها تررررر میزنه!!! حتما دستهای پنهان ایادی استکبار توی کاره! مثل همون کاری که با من کردن و سرما خوردم! اصلا هم ربطی به اینکه با کفش چرم و بدون کلاه و دستکش رفتم توی کوه و برف نداره
تو رو خدا یه کم واقع بین باشیم. یه کم عیبامونو ببینیم! واللا به خدا خوبیت نداره!!!!!
آدما فکر میکنن دنیا مشغول حکایت کردن داستان زندگی اوناس اما:
پیش از من و تو بسیار بودند و نقش بستند
دیوار زندگی را اینگونه یادگاران
این نغمه محبت بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران
بی ربط نوشت: بالاخره دشمنان اسلام و مسلمین کار خودشونو کردن و باعث شدن سرمای شدیدی بخوریم! اما به کوری چشم ایادی استکبار عزم کرده ایم تا صبح فردا سلامت کامل خود را باز یابیم.
تجربه شماره یک) وقتی میبینی یه سگ گوش بریده داره آروم و بی سر و صدا بهت نزدیک میشه بدون که نیت شومی داره!
۲) اگه روی یخ و برف هستی و کفشات لیزه سعی کن درگیری پیش نیاری
۳) وقتی چوب تو دستته و سگ داره برات پارس میکنه آرامشتو حفظ کن و چوب رو بلند نکن
۴) اگه خبط کردی و چوب رو بلند کردی معطلش نکن و حرف هیچکس رو گوش نده! شک نکن و بزن
کم مونده بود امروز قاپیده بشیم!!!!
بعضیها اونقدر پر رو تشریف دارن که خیال میکنن از دماغ فیل افتادن یا آسمون دهن وا کرده اینا تلپ افتادن زمین! یک خواسته های نا به جایی ازت دارن که بیا و ببین!!
به نظر من هیچکس و تحت هیچ شرایطی نباید از آدم انتظار داشته باشه!! اونم چه انتظاری! انگار که ازت بخوان روز رو انکار کنی.شمایی هم که مشکلات دارین انتظار نداشته باشین یکی بیاد درکتون کنه!
چقدر لذت بخشه دوست داشتنی که توش هیچ ادا و اطواری نباشه! هیچ محاسبه گری نباشه! هیچ به ذهنت خطور نکنه که دوستت چه منظوری داشت! هیچ فکر نکنی به اینکه اگه اینکارو بکنم اینجوری میشه و اگه نکنم اونجوری! هیچ مصلحت اندیشی نباشه و فقط خودت باشی و دوست! آدم ممکنه گاهی به خودش دروغ بگه اما به یه دوست نمیشه دروغ گفت! برای همینه که دوست خوب آئینه تمام نمای ماست!
خوشا به سعادت اونایی که اینجوری دوستن